مقالات

متن مرتبط با «داستان» در سایت مقالات نوشته شده است

اخر داستان

  • نیلوبلاگ

    میگویم  میشودوقتی چشم باز میکنم  لطافت شکوفه های پروازی را  میبینم که با نور  هایی در هم برق میزنند  یا تلالویی که در شبنم افتادهناگهان لبخندی  می آید و بوسه بر لبم مینهدمیفهمم میشود با کلمات هم پیانو نواخت و  اشک  چشمه مقدسی  میشود در ان لحظهفکر میکنم  چه اهمیت  دارد که چه کسی بد بود و چه کسی خوب . هر کس  تا جایی همراهم بود  و برای ان همراهی از  او سپاسگزارمحالا خدا را میبینم که دستم را میگیرد  و این کودک اشفته را با خود...

    ادامه مطلب