در این مطلب، جزئیات مربوط به «تئوری سیصد» ارائه شده است.
یادمه اون اوائل میگفتن تئوری توطئه و برخی باور داشتن و برخی باور نداشتن. اون اوائل وقتی خیلی کوچک تر بودم باور بر این داشتم که تمام این جنگها و صلح ها هیچ کدام پایه و اساس واقعی نداره گرچه در این بین واقعا انسانهایی میمردن
اما بر اساس طرح از پیش تعیین شده ایی این اتفاق میفته . به هر کس میگفتم بهم میخندید . اساس یک باور وقتی برای اونها مهم میشه که دیگران هم باورش کنن . وقتی هیچ کسی باورش نمیکنه تو رو یک ادم دیوانه میپندارن و نه خطرناک

تا این که سالها گذشت و به کتابی چشمم خورد به نام کمیته سیصد . این کتاب در همین باره است . اساس شکل گیری قوانین . راهبرد هایی برای زیستن در جهان و راهکار هایی برای برده داری نوین .
باز هم کسی باور نمیکنه و اونها رو مشتی خزعبلات میپنداره .
اما وقتی واقعیت برملا خواهد شد که دیگه کار از کار گذشته . یادمه میگفتن بار خودت رو ببند و به کسی کاریت نباشه . حالا کم کم دارم متوجه این موضوع میشن
روشنگری برای چه کسی یا چه کسانی . کسانی که علاقه مند هستند هویت اونها همینطور احمقانه در خیال خام خود باقی بمونه و اونها که به باور خود عملگرا هستند در حالی که جز مشتی حزب الباد نمیبینی
برچسب:
نویسنده: طاها زارعی